برترین NGO مبارزه با اعتیاد

صفحه اصلیمقالات حوزه اعتیادتاثير نوع ارتباط با جنس مخالف با بهداشت رواني دانشجويان

تاثير نوع ارتباط با جنس مخالف با بهداشت رواني دانشجويان

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

ازجمله موضوعات مورد توجه انسان در راه رسيدن به سعادت و کمال، برخورداري از سلامت نفس ، آرامش وبه تعبير علم امروز،بهداشت روان مي باشد .سلامت رواني هم به عنوان هدف و هم به عنوان وسيله اي لازم براي حرکت انسان به سوي کمالات و مراتب بالاي انساني همواره مورد توجه بشر بوده است .

 تاثير نوع ارتباط با جنس مخالف با بهداشت رواني دانشجويان

ازجمله موضوعات مورد توجه انسان در راه رسيدن به سعادت و کمال، برخورداري از سلامت نفس ، آرامش وبه تعبير علم امروز،بهداشت روان مي باشد .سلامت رواني هم به عنوان هدف و هم به عنوان وسيله اي لازم براي حرکت انسان به سوي کمالات و مراتب بالاي انساني همواره مورد توجه بشر بوده است . يکي از عوامل بهداشت رواني و همچنين يکي از نشانه هاي آن داشتن ارتباطات سالم بين فرد و ديگران مي باشد . از ميان انواع روابط ميان- فردي مانند رابطه والدين و فرزند ، رابطه با همسالان ، روابط اجتماعي و ... ، مي توان به رابطه دوجنس انسان يعني زن ومرد توجه خاص نمود . بنا بر سنت آفرينش هر موجود زنده اي از دو جنس نر و ماده يا مونث و مذکر تشکيل مي شود که هر يک از آن دو براي يافتن کمال نوعي خود به ناچار نيازمند داشتن رابطه و تعامل با جنس مقابل خود مي باشد و به همين دليل و بنا بر همان سنت ، گرايش به سمت جنس ديگر در نهاد او قرار داده شده است . انگيزه و ميل جنسي همانند ساير انگيزه هاي بنيادين آدمي، بخش جدايي ناپذير ماهيت زيستي - رواني - اجتماعي او را تشکيل مي دهد و روشن است که کيفيت ارضاي اين انگيزه نقش بسيار مهمي را در سلامت فرد و اجتماع و دستيابي به آرامش و آسايش را ايفا مي کند( نيکخو و آواديس يانس ، 1383).

 اما همانطور که روشن است بهره مندي از فوايد  موجود در رابطه بين دو جنس منوط به وجود شرايط مساعد و مناسب و البته داشتن مهارت صحيح ارتباطي مي باشد ، چه اينکه درعين حالي که داشتن يک رابطه مناسب با جنس مخالف آثار و فوايد جسمي ، رواني و اجتماعي  به همراه دارد ، وجود روابط معيوب و نابهنجار نيز مي تواند موجب بوجود آمدن اثرات منفي و زيانبار در انسان گردد . بنا براين عدم شناخت دقيق انگيزه جنسي و شيوه هاي درست و اخلاقي ارضاي آن  مي تواند موجب بسياري از ناخرسندي ها و کجروي هاي فردي و متعاقب آن  موجب نابساماني هاي اجتماعي شود ( نيکخو و آواديس يانس ، 1383) .

بنابراين ارائه اطلاعات مفيد در جهت آموزش مهارت هاي ارتباطي بين دو جنس مي تواند ياري دهنده باشد . به قول « آکايا » آموزش جنسي يک ضرورت براي همه موسساتي است که به جوانان همه جهان رسيدگي مي کنند .ارتباط با جنس مقابل از ديرباز تاکنون تحت عنوان عمومي و متعارف « ازدواج » شناخته شده و رسميت يافته است، به اين شکل که يک مرد با يک زن قراردادي براي ارتباط ، صميميت و زندگي و براي مدت نامحدود برقرار مي سازند . در هر فرهنگي  و بنا بر آداب و رسوم  هر قوميتي شيوه انتخاب فرد مورد نظر از جنس مقابل و همچنين چگونگي برقراري رابطه با او متفاوت وگاهي هم متضاد است ، اما به هر حال ، ارتباط مقبول ، عرفي و سالم جنسي مانند بسياري ديگر از خواستني هاي انسان ( صرف نظر از تنوع فرهنگي ) مستلزم محدوديت هايي مي باشد ، چنانکه در کشورهايي مانند آمريکا نيز که  فضاي آزاد براي ارتباطات دو جنس به گونه اي فراهم مي باشد که حدود 50 تا 80 درصد دختران و پسران نوجوان در آن پيش از ازدواج در فعاليتهاي جنسي شرکت دارند (آرال و کيست ، 1989)   ، با اين حال محدوديتهاي اخلاقي ، عرفي و قانوني  براي اين خواسته و غريزه انساني وجود دارد چرا که معضلاتي چون انحراف جنسي ، خيانت ، تجاوز به عنف ، آزار جنسي ، کاهش ازدواج ، کاهش مواليد و... ناشي از عدم مديريت صحيح روابط بين دو جنس شناخته مي شود. 


 در کشور ما نيز مساله روابط دختران و پسران قبل از ازدواج به عنوان يکي از مسائل مبتلابه و در عين حال چالش برانگيز مي باشد .درايران طبق چندين تحقيق به عمل آمده مشخص شده است که حدو 30 تا 70 درصد نوجوانان به نوعي با مساله دوستي با جنس مخالف درگيرند (گلزاري ، 1383) همچنين در يک تحقيق گسترده که روي 75 هزار نفر از جوانان و نوجوانان 14 تا 19 ساله در سراسر کشور انجام شد ، % 45 از نمونه ها عنوان کردند که مسائل جنسي فکرشان را آزار مي دهد و % 35 مطرح نمودند که به خاطر مسائل جنسي گاهي به درد سر افتاده اند (مير باقري ،1381).


 با وجود اينکه نوع ارتباط بين دوجنس نگراني هايي را در جوامع مختلف بوجود آورده و حتي به عنوان نشانه برخي معضلات و نابهنجاري ها و نيز نتيجه آن شناخته مي شود ، با اين حال هنوزاختلاف نظر در مورد بهترين راه ها براي برقراري ارتباط مناسب بين دوجنس وجود دارد . در عين حال هنوز مناسب ترين روش ارتباطي شناخته شده و مقبول در هر فرهنگي ازدواج مي باشد .رابطه اي که در آن انسان مي تواند بهترين و کامل ترين رابطه جنسي را که همانا ارتباطي است که پس آيند عشق باشد بيابد و بتواند با فرد مورد نظر رابطه ذهني و عاطفي پيدا کرده و سپس براي پاسخگويي به اين عاطفه به برقراري ارتباط جسمي برسد (رحماني ، 1384). براي اينکه انسانها از اين نظر نيز رشد کنند و به چنين فرهنگي برسند ، آموزش جنسي درست و مثبت و همچنين فراهم کردن زمينه هاي اجتماعي براي شکل گيري اين فرهنگ انساني يکي از راه هايي است که به نظر مي رسد(رحماني ، 1384) .


با توجه به مطالب ذکر شده در مورد روابط دوجنس  و اينکه در هرفرهنگي اين نوع  از روابط  انساني عموما  به دو دسته مشروع و غير مشروع و يا عرفي و غيرعرفي تقسيم مي گردد ، آيا مي توان از نظر کارکرد و آثار هرکدام از اين دو شيوه روابط در انسان تفاوت يا تفاوتهايي مشاهده نمود ؟ 
آنچه که مي توان آن را به عنوان يک ملاک و نشانه عمومي براي تعريف و مشخص نمودن روابط غير عرفي  نام برد ، عدم تعهد نسبت به يک فرد خاص از جنس مخالف و همچنين تعدد روابط  و به اشتراک گذاري  آنچه که  در اصل مخصوص همسر و در چهارچوب  خانواده است ، مي باشد .سوال اساسي در اين تحقيق اين است که آيا تفاوت در نوع وچگونگي داشتن رابطه با جنس مخالف ( از نظرعرفي يا غيرعرفي بودن ) و همچنين شدت اين رابطه ، تفاوت در ميزان بهداشت و سلامت رواني افراد را در پي دارد  يا خير ؟

روش تحقيق
 اين پژوهش کاربردي به منظور بررسي تاثير« نوع ارتباط دختران دانشجوي شاغل به تحصيل در شهر تهران با جنس مخالف » در « بهداشت رواني » و همچنين رابطه بين « شدت رابطه با جنس مخالف » با « بهداشت رواني » آنان انجام شد . به همين منظور پرسشنامه سلامت عمومي (GHQ) همراه با پرسشنامه اي براي مشخص کردن نوع و شدت رابطه دختران با جنس مخالف (OSR) ارائه گرديد . در اين پرسشنامه منظور از ارتباط يا رابطه با جنس مخالف ، ارتباطي ناميده شده است که غير از ازدواج ، عقد و نامزدي رسمي و نيز ارتباطي خارج از حد همکلاسي ، همکاري و يا آشنايي معمولي در فاميل است ، بلکه اين رابطه ، رابطه اي است عاطفي و صميمانه که اغلب دور از چشم خانواده صورت مي پذيرد . اين رابطه را چه در زمان مجرد بودن و چه پس از ازدواج مي توان متصور بود . با توجه به اين تعريف از رابطه با جنس مخالف چهار گزينه « اصلا با کسي رابطه نداشته و ندارم »،« به کسي علاقه دارم اما اونمي داند»،« قبلا داشته ام اما الآن ندارم » و « بلي هم اکنون رابطه دارم »  براي مشخص ساختن نوع رابطه آنها با جنس مخالف و همچنين جدولي براي تعيين شدت رابطه با جنس مخالف که از ارتباط غير حضوري تا ارتباط جنسي را شامل مي شود ، ارائه گرديده است . علاوه بر اين تعدادي سوالات نگرش سنجي و خود اظهاري در مورد مساله رابطه با جنس مخالف قرار داده شد . به اين ترتيب پرسشنامه تهيه شده  در ميان نمونه 267 نفري که بصورت تصادفي و به روش خوشه اي چند مرحله اي از ميان دانشجويان مجرد (زير 25 سال) مشغول به تحصيل در دانشگاه هاي تهران انتخاب شده بودند اجرا گرديد و نتايج استخراج شده با استفاده از روش تحليل واريانس يک طرفه مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت .


يافته هاي تحقيق
اطلاعات به دست آمده با استفاده از روش تحليل واريانس يکطرفه  مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. يافته هاي تحقيق نشان داد سطح بهداشت رواني و همچنين عزت نفس دانشجوياني که هيچ گونه ارتباط غير عرفي با جنس مخالف نداشته اند در مقايسه با دانشجوياني که به نحوي داراي چنين رابطه اي بوده اند بالاتر است (01.0«P). در مورد پوشش، گروهي از آزمودني ها که داراي «پوشش بيشتر» بودند نسبت به گروهي که داراي «پوشش کمتر» بودند به طور معني داري از نظر بهداشت رواني(000.0=P) و همچنين عزت نفس(05.0«P) از سطح مطلوب تري برخوردار بودند. همچنين گروهي از آزمودني ها که علاوه بر نداشتن رابطه غير عرفي، از پوشش بيشتري نيز برخردار بودند، نسبت گروهي که علاوه بر داشتن رابطه غير عرفي از پوشش کمتري برخوردار بودند، به طور معني داري(001.0=P) از نظر بهداشت رواني و عزت نفس سطح بالاتري داشتند. 
برخي يافته هاي توصيفي اين پژوهش بدين قرار است : 95 درصد نمونه تحقيق زير 25 سال سن داشته اند . 4و87درصد از کل آزمودني ها مجرد و بقيه متاهل مي باشند . 5و6درصد از کساني که به نحوي با جنس مخالف رابطه داشته اند با هدف راهنمايي و استفاده علمي ،  1و28درصد باهدف شناخت براي ازدواج ، 8و 11درصد باهدف کجکاوي و شناخت جنس مخالف ، 9و37درصد با هدف دوستي ساده ، 4و12درصد با هدف تفريح و سرگرمي و 3و3درصد با هدف لذت و خوشگذراني اولين رابطه را با جنس مخالف شروع کرده اند . 4و48درصد از افراديکه داراي نوعي رابطه با جنس مخالف مي باشند از ابتدا فقط با يک نفر رابطه داشته اند و بقيه آنان با بيش از يک نفر. 4و49درصد از افراديکه داراي نوعي رابطه با جنس مخالف مي باشند در حال حاضر همزمان فقط با يک نفر رابطه دارند و 9درصد آنان با بيش از يک نفر بطور همزمان رابطه دارند .
12/5 درصد از کساني که به نحوي رابطه با جنس مخالف داشته اند، ارتباطشان فقط در حد داشتن ارتباط غير حضوري(تلفن،چت،نامه و...) بوده است، 12/5 درصد آنان داراي ارتباط در حد قدم زدن وگفتگوي دراماکن عمومي باجنس مخالف بوده، 27/3 درصد داراي ارتباط در حد قرارگرفتن در اماکن خصوصي و خلوت (اتومبيل ، سينما و...) و گفتگوي صميمانه بوده اند، 16/4 درصد آنها داراي ارتباط در حد تماس جسمي  کوتاه  مدت(بوسيدن ، بغل کردن و...) بوده اند، 7/8 درصد آنها  تا حد داشتن تماس جسماني طولاني ارتباط داشته اند و 23/4 درصد آنها علاوه بر ارتباطات قبلي داراي ارتباط جنسي  نيز بوده اند. 57% از کساني که به نحوي رابطه با جنس مخالف داشته يا دارند مهمترين هدف خود را با کسي که بيش از همه با او ارتباط داشته يا دارند ازدواج ، 31/1% دوستي ساده ، 7/3% تفريح و سرگرمي و4/6%  لذت و خوشگذراني بيان کرده اند . از گروه فوق همچنين 61/4%  بيان داشته اند که از جنسيت خود زياد يا بسيار زياد راضي اند و 66/5 %از آنها بيان داشته اند که از ظاهر خود زياد يا خيلي زياد راضي اند .  در نهايت از گروه مورد اشاره ،  39% با اطلاع يافتن والدينشان نسبت به رابطه خود با جنس مخالف  ،کاملا  موافق ، /6 41% تا اندازه اي موافق هستند  و /5 19% آنها اصلا  موافق نيستند .


بحث  
يکي از آسيب هاي رابطه آزاد و خارج از چهارچوب و قيود شکننده بودن و عدم ثبات و پايداري است . در اين گونه ارتباطات علاوه بر کم بودن ضمانت هاي اجتماعي و قانوني و يا گاهي خانوادگي براي ثبات و تعهد دو طرف رابطه ، عموما  تقيد ديني و اخلاقي در دو طرف رابطه نيز ميزان کمتري نسبت به موارد مشابه که داراي روابط عرفي هستند دارد. به همين علت شکست عاطفي در اينگونه رابطه محتمل تر است . از طرفي همراه با افزايش هيجانات تحريک کننده و کشيده شدن روابط غير عرفي به روابط نزديکتر بين دو جنس و در عين حال عدم اطمينان در مورد ثبات و تداوم اين رابطه در کانون خانوده و رابطه زناشويي در آينده و همينطور بالا بودن احتمال خيانت و ترک شدن ، زمينه بروز التهاب و ناآرامي و يا ناکامي و شکست  بيشتر فراهم مي گردد . 
بحري با يک مطالعه توصيفي در دبيرستانهاي جنوب تهران نشان داد که  /6  47% دختران مورد بررسي دوستي از جنس مخالف داشته يا دارند و دچار مشکلاتي شامل اضطراب ، ترس از آينده و افت تحصيلي ، احساس گناه ، نا اميدي ، افسردگي ، عصبانيت ، درگيري خانوادگي ، آبرو ريزي و رسوايي ، دستگيري توسط نيروي انتظامي ، مشکلات خواب ، مشکلات انحراف اخلاقي و از دست دادن دوستان خوب خود شده اند . همچنين مشکلات عاطفي و افت تحصيلي در دختراني که دوستي از جنس مخالف دارند بيشتر است (بحري ، 1383) .


علاوه براين نگراني در مورد از دست رفتن اين ارتباطات و شکننده بودن آن و  به دنبال آن قطع اميد ها و آرزوها و هدر رفتن انرژي رواني - عاطفي صرف شده در اين روابط به دليل بي اعتمادي دو طرفه و عدم اطمينان از انحصار عشق و عاطفه در بين دوطرف رابطه ، بر نگراني ها و دغدغه هاي رواني دو طرف و به خصوص دختر مي انجامد . نتايج پژوهش و تحقيقات انجام گرفته حکايت از آن دارد که زنان د رمورد روابط جنسي بيش از مردان گرفتار کشمکش و تعارض مي شوند . اولويت زنان مغازله و معاشقه است ، نه مقاربت . اين امر سبب مي شود که دستخوش تعارض شوند زيرا وابستگي هاي عاطفي به معشوق سبب ساز ارتباط عميق و آميزشي مي شود و چون نگرش زنان در رابطه با اين مساله تفاوت اساسي با نگرش مردان دارد ، پس تشويش و دغدغه زنان بيشتر از مردان است . از جمله مسائل زنان مي توان به اضطراب ، احساس گناه ، ناخشنودي و وابستگي هاي بيشتر به معشوق اشاره کرد (اسپرينگ ، 1384).


    نتايج تحقيقات انجام شده نشان مي دهد که مردان گرايش بيشتري به ابزار تحريکي و مصنوعي چون فيلم ها ، کتاب هاي مستهجن و غيره نشان مي دهند . اين امر حاکي از آن است که مردان بدون وابستگي هاي عاطفي نيز مي توانند به تمايلات جنسي خويش پاسخ دهند . بر اساس آخرين مطالعه صورت گرفته  54 %مردان ( آمريکا ) مدعي شده اند که دست کم درطول شبانه روز يک بار دستخوش تحريک جنسي شده اند . اين رقم براي جنس مونث به ميزان 19%بر آورد شده است و اين خود نشان دهنده آسيب پذيري عاطفي بيشتر دختران در اينگونه رابطه ها است (اسپرينگ ، 1382).


به نظر مي رسد که توجه و تمايل پسران به محدود بودن روابط  غيرعرفي به لذت جسمي و جنسي از جمله دلايل  ناپايداري روابط خارج از مسير ازدواج مي باشد . « يونگ » يک آميزش موفق را، آميزشي مي داند که طرفين هم از نظر جسمي وجنسي ارضا» گردند و هم اروس ( آنچه فرويد نيرو يا غريزه حيات مي داند ) تغذيه کافي شوند ، يعني از نظر احساسي مورد محبت قرار گرفتن و در واقع ارضاي عاطفي شدن(رحماني ، 1384) . اين نکته نيز قابل توجه است که خود مردان و پسران نيز کسي را براي زندگي مشترک ( که مشتمل بر همه جنبه هاي نياز هاي انسان است و نه فقط جسم ) مي پسندند که احتمال تداوم و پايداري در آن بيشتر باشد . يونگ معتقد است که اهميت زن در زندگي مرد به مدت زماني بستگي دارد که با او به سر برده است . اگر مردي با زني به مدت چهار ساعت با احساسي در حد متوسط ارتباط برقرار کند ، بيشتر تاثير مي پذيرد تا بودن با زني ديگر با احساسي در حد عالي اما  به مدت پانزده دقيقه. پس اهميت  مثبت و يا منفي  زن براي مرد به زماني بستگي دارد که با او زندگي کرده ، نه به ميزان احساساتش به آن زن.
 اگر باور کنيم که نيروي جنسي انسان نعمتي قابل احترام و در مواردي مقدس است ، در اين صورت هر گونه بي حرمتي  منجر به ناچيز و پست شمردن اين قوا مورد سرزنش و مقابله قرار خواهد گرفت  (رحماني ، 1384). آنچه که در يک زن فاحشه مهيب و نفرت انگيز است ، تناقض رفتار و کردار او با طبيعت زنانه اوست . زيرا او شخصيت نهاني خويش را که بايد به فردي خاص و انتخاب شده نمايان سازد ، به عموم و به هرمردي عرضه مي دارد . اين نفي زنانگي در هر مرد دقيق و حساسي بيزاري و نفرت مي انگيزد  (گاست ، 1380).


به نظر مي رسد آموزش به عنوان عنصر اصلي پيشگيري از بروز و گسترش روابط ناسالم بين دختران و پسران مي بايست مورد توجه و نظر مسوولان امر قرار گيرد . يافته ها نشان مي دهد که آموزش در نحوه نگرش دختران  ، در مشکل آفرين بودن دوستي آنان با جنس مخالف ، آگاهي ازقصد پسران از اين دوستي ها ، آگاهي از حد  بي خطر بودن روابط ، عکس العمل دختران در زمان بهم خوردن دوستي ، عکس العمل خانواده ها در هنگام برملا شدن رابطه ها و چگونگي اقدام دختر براي شروع  دوستي مناسب موثر بوده است (صفوي و رياضي وصاحب الزماني ،1384) . از آنجا که اين مساله نه فقط به عنوان يک مساله منحصر به کشور ما بلکه يک موضوع فراملي و جهاني است  ، ضرورت استفاده ازفرهنگ غني ايراني - اسلامي براي ارائه راه حل هاي مناسب روشن مي گردد .

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی


درمان VIP اعتیاد با استفاده از جدیدترین روش های طب جایگزین(گروه پزشکی دکتر موحدی و همکاران09124867833)

آمار بازدیدهای سایت

امروز21
دیروز331
این هفته1508
این ماه4675
همه بازدیدها315072

مشاوره تخصصی شبانه روزی در جمعیت بهروزان
 بزودی راه اندازی خواهد شد

 

شماره تلفن های مراکز درمان اعتیاد در جمعیت بهروزان:

2-مرکزدرمان سرپایی اعتیاد بهروزان:
55363444-55363543
3-مرکزدرمان سرپایی اعتیاد پاسارگاد:
88467300-88468299

 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به جمعیت مبارزه با اعتیاد بهروزان می باشد.