برترین NGO مبارزه با اعتیاد

صفحه اصلیمقالات حوزه اعتیادانسان کامل از ديدگاه روانشناسي و ملاصدرا(5)- پایان

انسان کامل از ديدگاه روانشناسي و ملاصدرا(5)- پایان

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

نسان کامل از ديدگاه حکيم صدر المتالهين

بنابر عقيده ملاصدرا نفس از دو نيرو و قوه نظري و عملي بهره مند است; يکي براي صدق و کتب و ديگري براي خير و شر در جزئيات ; يکي براي واجب و ممکن و ممتنع و ديگري براي جميل و قبيح و مباح  هريک از اين قوا داراي شدت و ضعف است و در شدت و ضعف نيز مراتب عديده دارد. براي انسان آن وقت کمال حقيقي تحصيل مي گردد که اين دو نيروي الهي به وديعه نهاده شده در نهاد او , به کمال خود برسند. سعادت و کمال هر قوه اي در اين است که به آنچه دانش اقتضا مي کند برسد. هريک از اين دو نيروي نظري و عملي مراتبي دارد که با پشت سر نهادن ان ها به کمال خود مي رسند و در غايت , کمال آدمي نيز محقق مي گردد ; يعني به کمال اين دو نيرو که تمام استعداد آدمي است , انسان کامل مي شود به عقيده آن حکيم الهي مراتب تکامل عقل و قوه نظري به قرار زير است.

 

 

 انسان کامل از ديدگاه روانشناسي و ملاصدرا(5)- پایان


انسان کامل از ديدگاه حکيم صدر المتالهين

بنابر عقيده ملاصدرا نفس از دو نيرو و قوه نظري و عملي بهره مند است; يکي براي صدق و کتب و ديگري براي خير و شر در جزئيات ; يکي براي واجب و ممکن و ممتنع و ديگري براي جميل و قبيح و مباح  هريک از اين قوا داراي شدت و ضعف است و در شدت و ضعف نيز مراتب عديده دارد. براي انسان آن وقت کمال حقيقي تحصيل مي گردد که اين دو نيروي الهي به وديعه نهاده شده در نهاد او , به کمال خود برسند. سعادت و کمال هر قوه اي در اين است که به آنچه دانش اقتضا مي کند برسد. هريک از اين دو نيروي نظري و عملي مراتبي دارد که با پشت سر نهادن ان ها به کمال خود مي رسند و در غايت , کمال آدمي نيز محقق مي گردد ; يعني به کمال اين دو نيرو که تمام استعداد آدمي است , انسان کامل مي شود به عقيده آن حکيم الهي مراتب تکامل عقل و قوه نظري به قرار زير است.


مرتبه اول: عقل هيولائي ( عقل بالقوه )  
اين مرتبه همان مرتبه ا ي از نيروي عقل است که به حسب فطرات براي نفس حاصل است و آن مرحله آمادگي نفس براي ادراک معاني معقوله است و در واقع از خود هيچ ندارد جز اين که آمادگي و استعداد ادراک را دارد . چنان که في ذاته از صور محسوسه خالي است ولي قابل صور جميع محسوسات است.


مرتبه دوم: عقل بالملکه
در اين مرتبه عقل از بالقوه گذر نموده و به فعليت درآمده است و اوليات را درک کرده است و اين گونه نيست که از مدرکات خالي و عاري باشد و قدرت و ملکه انتقال به مرتبه عقل بالفعل را تحصيل نموده است.


مرتبه سوم : عقل بالفعل
در اين مرتبه قوه عقل و نيروي ادراک علاوه بر تحصيل اوليات ( حصول اوليات) به نظريات نيز دست يافته است ولي اين يافته هاي نظري هميشه در نزد عقل حاضر نيستند بلکه بايد توجه نمايد تا براي او حاضر شوند و امکان حضور يابند.


مرتبه چهارم : عقل بالمستفاد 
درجه تکامل بعدي عقل آن است که بعد از حصول اوليات و تحصيل نظريات به مرتبه اي رسيده است که براي حضور اين معلومات نياز به توجه و التفات ندارد بلکه تمام نظريات بالفعل نزد او حاصل مي باشند و در مشاهد او قرار دارند . اين مرحله, مرحله کامل و تام عقل است که در اثر اتصالش به عقل فعال , صور تمام اشيا و موجودات براي او حاضر و حاصل است.


منظور از عقل فعال آن عقلي ( مرتبه عقل) است که از جميع وجوه بالفعل است و هيچ شائبه قوه در آن نيست ; يعني چيزي نيست که قابل صورت معقوله باشد بلکه دانش همان صورت عقليه قائم به نفس خود است و محلي براي امکان او نيست ; چون فعليت محض است و وجودي مفارق ازماده دارد . به تعبيري اين عقل را وجودي در نفس و ذات خود است, و وجودي در نفس ما و براي ما دارد; چرا که کمال انسان آن است که عقل فعال گردد و با او اتحاد و يگانگي پيدا کند.


مراتب کمال قوه عمليه ( نيروي عملي ) 
براي اين نيرو نيز چهار مرتبه از کمال تصوير شده است که به اختصار به آن مي پردازيم :


مرتبه اول : تهذيب ظاهر
راه رسيدن به مرتبه اول همان التزام به تکاليف الهيه و شرايع نبويه و احکام شريعت است.


مرتبه دوم : تهذيب قلب( باطن) 
مقصود از اين مرتبه آن است که آدمي در تطهير قلب و باطن بکوشد و آن را از صفات پست و اخلاق دنيه و اوصاف رديه پاک سازد .


مرتبه سوم : آراستن نفس ناطقه 
در اين مرتبه آدمي بايد نفس ناطقه را که تمام حقيقت انسان است , به صور قديسه و عمليه و صفات پسنديده بيارايد.


مرتبه چهارم: قنا» نفس از ذات خود 
سالک در اين مرتبه از هر چيز غير خدا ست حتي خود روي برمي گيرد و به ملاحضه ذات رب و کبريا و ملکوت مي پردازد.


البته اين مرحله و مرتبه منتهاي سفره قوه عملي وتکامل آن نيست و الا سفر تکاملي همچنان ادامه دارد ملاصدرا در جايي ديگر مي فرمايد:


" فهذا حال بعض اوليا» الله لکن الولي الکامل من رجع بالوجود الحقاني الموهوب الي الصحوبعد امحو و عاد الي التفصيل بعد الجمع و وسع صدر لغايه الا نشراح للحق والخلق..." .

 

انسان کامل بعد از مقام فنا» به مقام صحو رجوع مي کند و بعد از مقام جمع به مقام تفصيل باز مي گردد و سينه اش نسبت به حق و خلق هر دو گشادگي مي يابد و حق و خلق را در سينه خود به هم مي رساند و جامع حق و خلق مي گردد و به تفصيلي ديگر در هر چيز که ميشنود و مي بيند حق را مشاهده مي کند; در اين حالت بهجت او از همه خلق خدا بيش تر است . پس به حق همه چيز را مي بويد و مي شنود نه به گونه اي که موجب تکثر و تجسم گردد. به عقيده صدرالحکما قوه نظري و کمال آن برتر از کمال قوه عملي است, لذا انديشيدن را بهتر از عبادت مي شمارد. منتهاي اين دو حرکت همان کمال انسان است. بدين سان که انسان اگر به حسب عمل از تمام صفات حيواني دورگردد. هرچند در توان بشر نيست که از تمام آنها جدا گردد و به حسب نيروي علم و نظر به نور ايمان يقيني و در نهايت به ايمان شهودي و علم عيني و يقين حضوري و حقيقي رسد , او انسان کامل است.

 

بنابرعقيده حکيم صدرالمتالهين رحمه الله انسان کامل حقيقت واحد است که خود مراتب و درجات عديده دارد و هر رتبه و درجه آن نيز در يک تنظير نامي خاص مي يابد. آن مرد الهي در تنظير اشراف عالم تکوين ( انسان) و اشراف عالم تشريع و معنا( قران) مي فرمايد همان گونه که قران بطون و مراتب دارد, انسان کامل نيز هفت مرتبه دارد که عبارتند از : 1 نفس 2 قلب 3 عقل 4 روح 5 سر 6 خفي 7 اخفي . در جايي ديگري صدر المتالهين يکي از آخرين مقام ها را اين گونه بيان مي دارد که : از اسفل سافلين تا اعلي عليين درجات و مقامات افراد بشر مي باشد ; " لهم درجات عند ربهم " و اين درجات بعضي را بالقوه و بعضي را بالفعل مي باشد و در بعضي مطوي و در بعضي منشور بود. کس باشد که مقامش " ان الذين يبايعونک انما يباعون الله " و " من يطع الرسول فقد اطاع الله" باشد و اين آخر مقامات ادمي است و از اين جا گفته است" من راني فقد راي الحق" .

 

پر واضح است که تبيين حقيقت انسان کامل و پرداختن به تمام ابعاد وجودي وي از ديدگاه آن حکيم بي مثال حداقل نيازمند بحثي به حجم چند مجلد از کتب شريف آن دانشمند بي مثال دارد که از حوصله اين جستار خارج است لذا به همين مقدار اکتفا نموده و طالبان تفصيل را به انبوه کتب آن فيلسوف بي بديل ارجاع مي دهيم و در اين جا با ذکر چند ويژگي از انسان کامل کلام را به سر انجام مي بريم:


ويژگي هاي انسان کامل از ديدگاه صدر المتالهين 

ملاصدرا از انسان کامل که الگو و معياري براي ديگر افراد هست به چند لفظ ياد مي کند: انسان کامل - عارف - حکيم راستين . 
در اين مقام قبل از بيان مفهوم انسان کامل از ديدگاه انسان شناسي مستقيما به سراغ مکتب صدرالمتالهين رفته و در قالب ويژگي هايي که براي انسان کامل برمي شمارد , وي را مي شناسيم و تعريف مي کنيم . براي انسان کامل ويژگي هاي فراواني در مکتب ملاصدرا مي توان يافت ولي مهم ترين انها به قرار زير است:


1- انس با خدا 
علاقه و انس به خداوند سبحان از برجسته ترين ويژگي هاي انسان کامل است که تمام وجودش مستعرق ذات الهي است و براي او هيچ عملي به ميزان عبادت خداوند لذت ندارد و هميشه و در همه حال- خلوت و جلوت - به ياد او است و غير خداوند هرچه باشد هيچ و پوچ است حتي اگر اوليا و دانشمندان و مومنين را دوست دارد و يا اگر والدين خود و فرزندان خويش را دوست دارد, از اين روست که آنها را به حق منتسب مي بيند و دوستي آنها را به نيت امتثال فرمان حق مي پذيرد .


به جهان خرم از انم که جهان خرم از اوست           عاشقم برهمه عالم که همه عالم از او است


2- التزام به فرائض و نوافل 
انسان کامل به آنچه خداوند انجام آن را دوست دارد, ملتزم است و انجام آن را خود فرض مي شمارد و از تمام حرکات و سکنات خدا مي جويد و از اين طريق به حق واصل مي گردد و چون در پي وصل به محبوب و لقاي حق است از درون او شوق به عبادت و انجام فرائض موج مي زند .


3 مهربان با خلق خداوند
4 عالم به تمام حقايق الهي و علوم رباني و معالم ربوبي 
5 زهد حقيقتي صفت اواست واخلاق و خلق وخوي خود را پاک نموده است.
6 هميشه در روحيات و حالات خود اعتدال دارد.
7 دوست دار علم و علما و دانشمندان مي باشد.
8 هميشه به ياد مرگ دوست دار از مرگ است; چون طريق لقا» حق مي باشد.
9 دوست دوستان خداوند سبحان است. 
10 دشمن دشمنان خداوند مانند کفار , ظالمين , فاسقين و اشرار است. 
11 دوست دار علم هيئت و شناخت اجرام آسماني است. 
12 هميشه به ياد خداوند منان بوده و ذاکر به او به مراتب ذکر است.
13 مواطب برتهجد است و از تهجد غافل نمي شود . 
14 متنفر از شهوات مي باشد.
15 به مقدار اندک و ميزان ضروري از خوردني ها و آشاميدني ها اکتفا مي کند. 
16 از اهل دنيا و ثروت و صاحبان مناصب دنيوي پرهيز دارد.
17 مشغول شناخت رب و افعال و صفات اوست.
18 ديد و نظر او به افراد فروغلتيده در شهوات همانند نگاه و نظر علما به بچه ها مي باشد. 
19 مشتاق عزلت و خلوت است واز اعمال بچه گانه مردم عادي دوري مي گزيند.
20 سخت مراقب اعمال و رفتار خود است که مرتکب خلاقي نشود. 
21 صفاي دل و جلاي روح دارد.
22 از معاصي و خبث نفس و شهوات مي گريزد .
23 متوجه دريافت يقيني حقيقت است و از تقليد و ظن پرهيز مي کند.
24 از خشم و جقد و حسد و عذاب و خصومت بسيار پرهيز مي کند.
25 از مکاشفات رباني برخوردار است.
26 عاشق خداوند است.
27 نور توحيد در جانش پرتوافکن است . 
28 وجودش از حب جاه و رياست و محبت دنيا و مال و منال آن عاري است.
29 ملکات راسخه شجاعت , صبر , شکر , کرم و حلم به مراتب خود در احوال و افعالش ظهور و بروز نام دارد.

 


راه و طريق نيل به کمال 
به نظر ملاصدرا اگر چه براي تصفيه , راه هاي متعدد وجود دارد ولي همگي منحصر در پيمودن و التزام به سه امر عبادت , دوام برعدالت و نابودي وسواس استوار است, اما هر يک از اين سه استوانه خود از طريقي به دست مي ايد: عبادت بر تهذيب اخلاق و استحکام ملکات پسنديده تکيه دارد; عدالت بربندگي و شکر بر نعمت هاي ربوبي استوار گرديده است ; نابودي وسواس نيز بر ترک آنچه با آن مانوس گرديده و بر دور افکندن لذايذ بنا مي گردد . بايد توجه داشته باشيم که هيچ يک از اين سه راه , به تنهايي به آخر نمي رسند و در هر يک به همراه دو راه ديگر بايد قدم گذارد. راه و رمز استقامت در اين سه , اشتياق به معبود حقيقي و خير محض است و شوق نيز از طريق شناخت حاصل مي گردد. پس , شناخت , نقطه آغاز و پايان و محرک و نتيجه حرکت است که از حيث علم و ايمان در ابتدا و از حيث شهود و عيان در پايان قرار مي گيرد . هرچه معرفت بيشتر باشد شوق شديد تر و قوي تراست وحرکت و کوشش نيز بيشتر و به تبع ,معرفت کشف و شهود نيز بيش تر مي گردد تا آن جا که پايان حرکت به نقطه اغاز ختم مي شود  و چيزي از معرفت باقي نمي ماند که ديگر نه عارف ماند و نه معرفت بلکه فقط معروف ماند و نه مشتاق ماند و نه شوق بلکه فقط مشتاق باقي ماند و نه سالک ماند و نه سلوک بلکه فقط مقصد و مقصود ماند و بس در اين جاست که اول چون آخر و نهان همان آشکار و وجود در موجود و معبود منحصر مي گردد . شايد از اين بيان راز تاکيد برمعرفت و قبل از همه معرفت نفس روشن مي گردد.

 


شرايط پيمودن راه کمال ( سلوک ) 
بنابر عقيده ملاصدرا سلوک راه کمال که همان گذر و گذشتن از کتل هاي بين بنده و خداست, شرايطي دارد که به آن ها اشاره مي کنيم: 
الف- بهره مندي از هدايت و رهبري استاد طريق که بي رهنماي خضر به جايي نتوان رسيد;


ب- التزام به فرامين و دستورات استاد طريق;


ج- استقامت;


د- مراقبت شديد از گناه, وسواس و خواطرشيطاني که به قلب سالک حمله مي کنند;


ه- التزام دقيق و تام به احکام شريعت و طريقت;


و- رياضت.


رياضت رد نظر ملاصدرا تاثير برجسته دارد و براي آن اقسام متعدد ذکر مي فرمايد که در اين جا به ذکر نمودار آن و تاثير هر يک بسنده مي کنيم .

 

 

موانع کمال 
صدرالمتالهين پنج عامل را مانع کمال انسان برمي شمارد: 
1- نقص ذاتي نفس : منظور آن است که نفس به واسطه صباوت و ... هنوز به فعل نرسيده باشد; مانند اين که کودکان و ابلهان چون از قوه به فعل نرسيده اند, نمي توانند در علم و عمل تلاش کنند و درک حقيقت عاجزند.
2- حجاب ها : مقصود موانعي است که نفس مستعد را از تکامل باز مي دارد و مانع نفس مستعد مي گردند. اين حجاب ها چهار نوع هستند:


الف- حجاب مال: راه علاج ورفع آن اين است که با بخشش از نگهداري مال و جمع شدن آن جلوگيري کنيم .


ب- حجاب مقام: علاج آن در دوري جستن از موقعيت هاي تحريک کننده و تواضع نمودن و دوري از آنچه موجب شهرت مي گردد , مي باشد.


ج- حجاب تقليد : علاج آن در پيروي نکردن از روش خاص و کشف حقيقت در اعتقادات و مجاهدت نه مجادله است.


هرکه را تقليد دامن گير شد  در دل او چون غل و زنجير شد
تا تو از تقليد آبا نگذري کافرم گر هرگز از دين برخوري


د- حجاب معصيت و گناه: توبه نمودن و رفع مظالم خود و تصميم بر عدم بازگشت و پشيماني از گذشته و تحصيل رضايت افرادي که حق دارند, راه رفع اين حجاب است . اگر حجاب معصيت از اين طريق برطرف نشود, محال است باب مکاشفه بر سالک باز گردد.


3- انحراف از حقيقت : در اين مانع قلب از زنگار پاک است ولي طالب حق نيست و درک حق را درسر ندارد و چيزي از حقايق عالم ربوبي نمي داند و توجه او مصروف مصالح زندگي مادي و انصراف از طاعت و عبادت است . قلب از جهت مطلوب منحرف شده , همان گونه که دل بعضي صالحان و عالمان براي انتقاش علوم آماده است, وليکن نور معرفت دروي نمي افتد , از اين سبب که همت او مصروف جانب طلب حق نيست.


 4- کدورت و زنگ دل: همانند کدورت معاصي و خبث نفس که به سبب بسياري شهوات و فسوق در نفس حاصل مي شود و مانع صفاي دل و جلاي روح مي گردد و به قدر بسياري کدورت و تراکم ظلمت, مانع از تجلي حق و انعکاس آن نور در دل مي شود. هيچ گناهي نيست که اثري در دل از کدورت آن نداشته باشد.


5 - جهالت و ناآگاهي : جهالت و عدم آگاهي به اصول و موازين کسب معرفت مانع ديگر کمال است , زيرا آنچه مطلوب حقيقي است در آيينه ضمير حاصل نمي شود. براي طالب علم ممکن نيست که راه به تحصيل مطلوب ببرد مگر با ملا حضه علوم و معلوماتي که او را در تحصيل آن علم کمک کنند و لذا بايد اصول عامه معرفت را بداند و محسوسات و بديهيات و قضاياي عامه و نظاير اين معاني در وي بي فکر و رياضت حاصل شود. بايد بدانيم که در منظر آن بي نظير عالم, ريشه تمام گناه ها در جهل و ناداني است به مراتب خاص خود.


ساقيا از مي فزون کن معني ام               
  مستي ام ده , وارهان زين هستي ام 
عاقلم کن زين جهان خير و شر                
وارهان جان را زسحر مستمر 
وارهان جان را زقيد خويشتن                  
  نيست سدي همچو من در راه من

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی


درمان VIP اعتیاد با استفاده از جدیدترین روش های طب جایگزین(گروه پزشکی دکتر موحدی و همکاران09124867833)

آمار بازدیدهای سایت

امروز21
دیروز331
این هفته1508
این ماه4675
همه بازدیدها315072

مشاوره تخصصی شبانه روزی در جمعیت بهروزان
 بزودی راه اندازی خواهد شد

 

شماره تلفن های مراکز درمان اعتیاد در جمعیت بهروزان:

2-مرکزدرمان سرپایی اعتیاد بهروزان:
55363444-55363543
3-مرکزدرمان سرپایی اعتیاد پاسارگاد:
88467300-88468299

 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به جمعیت مبارزه با اعتیاد بهروزان می باشد.